تبليغاتX
اسوه حسنه سردار شهید حاج علی حاجبی - وصیتنامه شهید حاجبی
امروز زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از خود شهادت نیست مقام معظم رهبری

بسم رب الشهداء والصدیقین
(یا من اسمه دواأ و ذکر شفاء)


ای خدایی که نامت تسکین دهنده قلبهای بیماران است. ای خدائی که ذکر اسمت زنگار درد و محنت و رنج و بلاها را و از پیکرهای غم آلود میزداید. ای خداوند منان، ای خداوند ستار و ای خداوند غفار، تو خود می دانی که زبانها و قلم ها از ستایش و توصیف عاجزند، پس چگونه من عاصی به خود اجازه می دهم که با تو درد دل کنم. خداوندا اگر یقین نداشتم که تو غفار والذنوبی، هرگز لب به سخن گفتن با تو نمی گشودم ولی تو در عین حال که غفاری و ستار هم هستی با وجودی که تمام اعمال سر و نهان را می دانی اما ذره ای پرده از کارم بر نمی داری و پیوسته الطاف خود را در تمام امور شامل حالم می نمائی. خدایا خود بهتر می دانی که تا به حال چه عیبهائی و چه نعمتهایی به من عطا نموده اید چه عنایتهای بزرگی که من هرگز لیاقت آن را در خود نمی دیدم و اینها چیزهایی بود که من شعور درک آنرا نداشتم و چه بسیار نعمتهایی که من قادر به درک آن نیستم. خدایا از اینکه توان داده ای تا در جوار پیکار گران راه تو باشم و همراه آنها در جنگ عیله کفر شرکت نمایم نعمتی است که به هیچ عنوان من قادر به سپاسگذاری آن نخواهم بود. خدایا به جبهه نیامده ام که از این راه شهرتی کسب کنم، به جبهه نیامده ام که نامم بر سر زبانهای دوستان و آشنایان باشد، به جبهه نیامده ام که دسته های گل بر گردنم بیندازند، به جبهه نیامده ام که از شر غمها و ناراحتیهای دنیا در امان باشم، بلکه جبهه را چونکه راه انبیاء و اولیاء و محبان تو بود و اصلاً چو ن راه رسیدن به تو بود انتخاب کردم. پس ای قادر منان مرا در آتش آرزوی رسیدن به خود نسوزان و ره را هر وقت که صلاح می دانی بر این حقیقت هموار گردان. خدایا سعادت همگام بودن با رزمندگان را مفت بدست نیاورده ام. حداقل حاصل سالها دوری از والدین و وطن بوده و متحمل شدن بسیاری از سختیها در شبهای تاریک و در بیابانها و روزهای گرم و  سوزان در میان طوفانها و در میان گل و لای های البته توفیقی بوده که خود عنایت کردی، پس عاجازنه از تو میخواهم که لحظه ای مرا به حال خود رها نکنی و تا پایان راه همچنان خود راهنمائی باشی و مرا از فیض عظمای دیدارت محروم مگردان. خدایا من معترف هستم که گناه بسیار مرتکب شده ام، چه به لحاظ نادانی و چه از لحاظ سهل انگاری، اما همچنان چشم به درگاه رحمت تو بوده، زیرا که این تن ضعیف من طاقت و تحمل عذاب تو را ندارد و پس ای خداوند مهربان از تو میخوام که با من با فضیلت رفتار و با عدالت. خدایا این تقاضا ها و دردهای دلم را به تو گفتم، گرچه خود بر همه آنها واقفی آن است که همچنان که مرا در پرتو عنایات خود غوطه ور نموده ای باز هم در همه جا در همه حال رحمتت را شامل حالم گردانی.
.

نوشته شده توسط اسوه حسنه در ساعت  | لینک  |