اي شهيدان!
ما بعد از شما هيچ نكرديم!!!
لباس هاي خاكي تان را در ميدان هاي مين و لابه لاي سيم خاردارها رها كرديم،عهدمان را شكستيم و دعاي عهد را فراموش كرديم،زمان ندبه و سمات را گم كرديم.
شربت هاي صلواتي را با نسيان بر زمين ريختيم و به عطش خنديديم.
بر تصاوير نوراني تان روي ديوارهاي شهر رنگ غفلت پاشيديم و پوستر تبليغاتي نصب كرديم.
تاول شيميايي را از ياد برديم و غيرت ها را به بهايي اندك فروختيم...
عشق را به بازي گرفتيم و از خونهايتان به راحتي گذشتيم...
اما باز هم اميدي هست!!!
آري ! تا ولايت هست هنوز اميد داريم
خانواده شهید مغنیه که متشکل از پدرش، آیتالله شیخ "جواد مغنیه" از علمای برجسته شیعه لبنان، مادر و "جهاد" و "فؤاد" دو برادر وی بود که بعدها به شهادت رسیدند، پس از مدتی از صور به ضاحیه جنوبی بیروت نقل مکان کردند و در این منطقه بود که شهید مغنیه، تحصیلات ابتدایی و دبیرستان خود را گذراند و پس از آن در جوانی، وارد دانشگاه آمریکایی بیروت (AUB) شد.
شهید مغنیه در اوایل دهه هشتاد میلادی به "نیروی 17" شاخه نظامی جنبش آزادیبخش فلسطین پیوست که نیرویی ویژه بود که برای حفاظت از مبارزانی مانند ابوعمار، ابو جهاد و ابود ایاد تشکیل شده بود. او از همان زمان، در عملیات انتقال سلاح از جنبش آزادیبخش فلسطین برای مقاومت اسلامی لبنان که در حزبالله و جنبش امل نمود دارد نقش اساسی داشت اما در پی اشغال لبنان در سال 1982 میلادی از سوی رژیم صهیونیستی، مبارزان جنبش آزادیبخش فلسطین مجبور به ترک لبنان شدند.
محاصره بیروت، سه ماه به طول انجامید و با خروج مبارزان فلسطینی و سازمان آزادیبخش از لبنان، عماد مغنیه نیز به صفوف رزمندگان افواج مقاومت اسلامی (جنبش امل) پیوست که از سوی امام موسی صدر و شهید مصطفی چمران تأسیس شده بود اما شهید مغنیه در ادامه و همزمان با انتقال سید حسن نصرالله از امل، به حزب تازهتأسیس حزبالله پیوست.
شهید مغنیه پس از اجرای موفقیتآمیز چند عملیات به عنوان فرمانده گارد حفاظت مقامات بلندپایه حزبالله منصوب شد و پس از آن به عنوان مسؤول عملیات ویژه حزبالله انتخاب شد.
رژیم صهیونیستی همچنین مدعی شده است عملیات ربودن دو تن از نظامیان اسرائیلی در تابستان دو سال پیش که به آغاز جنگ این رژیم علیه لبنان انجامید، از سوی عماد مغنیه هدایت شده است.
روزنامه انگلیسی "ساندیتلگراف" درباره شهید مغنیه نوشت: او یک انقلابی مجاهد است که با امام خمینی(ره) بیعت کرده که در راه انقلاب اسلامی از جان خویشتن نیز بگذرد.
تصاویری که تا کنون از شهید "عماد مغنیه" منتشر شده است بسیار اندک است بهگونهای که پلیس فدرال آمریکا (اف.بی.آی) مدعی شد وی دو بار اقدام به جراحی پلاستیک بر روی صورت خود کرده است تا شناسایی نشود.
شهید عماد مغنیه که به دوری از رسانهها شهرت داشت به "مرد سایه" در مقاومت اسلامی شهرت داشت و بسیاری او را مغز متفکر حزبالله قلمداد میکنند.
طراحی همه عملیاتهای نظامی حزبالله به وی نسبت داده شده است. وی فعالیت جهادی خود را از زمان ایجاد حزب آغاز و یگان نظامی را تاسیس کرد.
بر اساس ادعای غربیها و رژیم صهیونیستی، مغنیه به انجام برخی عملیات از جمله ربودن خارجیها در لبنان، انفجار مقر نیروهای دریایی آمریکا در بیروت، انفجار مقر چتر بازان فرانسوی در بیروت، ربودن هواپیمای "تی دبلیو ای" آمریکایی، دو بار انفجار مقر سفارت آمریکا در بیروت، انفجار مقر سفارت عراق در بیروت و انفجار مقر یهودی در بوینس آیرس متهم شده بود.
آمریکا، مغنیه را فرد شماره یک تحت پیگرد و در فهرست تروریستها می دانست و 25 میلیون دلار به کسی که درباره او اطلاعات ارایه کند، جایزه تعیین کرده بود.
دو برادر وی به نامهای فواد و جهاد نیز پیش از این به شهادت رسیده اند.
جهاد در توطئه ترور سید "محمد حسین فضل الله" و فواد در انفجاری توسط موساد اسراییل شهید شدند.
این تصویر اعلامیه پلیس فدرال آمریکا برای دستگیری عماد مغنیه است.
ترجمه متن اعلامیه بدین شرح است
تحت تعقیب
عماد فائز مغنیه
تا ۵ میلیون دلار پاداش
تاریخ تولد: سال ١٩٦٢
محل تولد: لبنان
بلندی قامت: ۵ پا و ٧ اینچ
وزن: نامعلوم
جثه: نامعلوم
رنگ مو: خرمائی
رنگ چشمان: نامعلوم
رنگ چهره: نامعلوم
جنسیت: مذکر
ملیت: لبنانی
شغل: نامعلوم
زبان: نامعلوم
علائم مشخصه: ندارد
اسم مستعار: حاج
وضعیت: متواری
گفته میشود که مغنیه رئیس تشکیلات امنیتی سازمان تروریستی حزب الله لبنان است و تصور میرود که در لبنان به سر میبرد.
وی به اتهام توطئه برای سرقت هواپیما، گروگانگیری، راهزنی هوائی منجر به قتل، دخالت در کار خدمه هواپیما، قرار دادن وسیله منفجره درون هواپیما، همراه داشتن مواد منفحره در داخل هواپیما، و حمله به مسافران و کارکنان هواپیما، راهزنی هوائی منجر به آدمکشی، راهزنی هوائی، گروگانگیری، مداخله در کار کارکنان پرواز، و قرار دادن مواد منفجره درون هواپیما، قرار دادن وسائل انفجاری درون هواپیما، حمله در داخل هواپیما به قصد ربودن آن بوسیله اسلحه خطرناک که منجر به جراحات شدید شده ومعاونت و همدستی در جرم تحت تعیقب قرار دارد.
برای "عماد فائز مغنیه" به خاطر نقشش در طرح نقشه و مشارکت در ربودن یک هواپیمای تجاری در تاریخ ١٤ ژوئن ١٩٨۵ که به حمله به مسافران و خدمه گوناگون هواپیما و کشته شدن یک شهروند آمریکا منجر شد کیفرخواست صادر شده است.
منبع: سایت خبری تحلیلی فرهنگ انقلاب اسلامی
به نام خداوند مردان جنگ دلیران چون شیر و ببر و پلنگ
به نام خداوند یاران دین ز شک رسته مردان اهل یقین
به نام یلان محمد (ص) نشان که شد شورشان غبطه ی گردباد
علی صولتانی که در خون شدند به یک نعره از خویش بیرون شدند
به نام کسانی کنم اقتدا که در خاک از آنهاست جوش صدا
به نام غیوران زهرا نسب زخود رستگان به حق منتسب
حسن مذهبان صبور آمده می زهر نوشان آن میکده
خراب آتیان حسین آشنا به خون رنگی ِ مشرقین آشنا
اگر دم فرو بندم از ذکرشان رها نیستم از فکرشان
من و یاد یاران که سر باختند ولی بر ستم گردن افراختند
سحرگاه اعزام یادش بخیر و گردان گمنام یادش بخیر
لباسی که خاکی تر از خاک ولی چون دل عشقان پاک بود
من و چفیه ای ساده و بی ریا رفیقانی افتاده و بی ریا
الهی به مستان بربد شکن به مردان طوفانی ِ خط شکن
الهی به گردان ِ زید و کمیل دلیران چون رعد و طفان و سیل
به آنان که بی پا و سر آمدند شهید از دیار خطر آمدند
به مفقود و جانباز و ایثارگر که شد تیغشان بر عدو کارگر
به مردان در کنج محبس قسم به والفجر و بیت المقدس قسم
به خیبر که برکند مولا درش به رأسی که صد پاره شد پیکرش
به دلسنگی کربلای چهار به یاران بی مدفن و بی مزار
به فتح المبین و به فتح الفتوح به طوفان به کشتی به دریا به نوح
به مرصاد و مردان مرگ آفرین منافق ستیزان تیغ آتشین
من وجنگ یاران دیرینه ایم کمر بسته در هشت وادی خطر
سپر ساخته سینه بر تیرها شنا کرده در شط خون جگر
به کارون و اروند تا پل زدیم گذشتیم از خویش تا رزمگاه
در آن سو دشمن کمین کرده بود عظیم وتهی همچو ابری سیاه
چو طوفان وزیدیم و بر هم زدیم ز خار و خسان خواب و آرام را
خلیج از تب و تاب ما موج زد نوشتیم با خون سرانجام را
به یاد آر بس قایق تیز رو شبانگاه بر خط دشمن زدند
به یک انتهار آخرین ضربه را بر اسلام منحط ِ دشمن زدند
خطر بود و شط بود و غواص ها سلاحی بجز عشق و ایمان نبود
ز نیزارها بی صدا رد شدیم صدایی بجز صوت قرآن نبود
مرا حضرت ساقی آواز داد که جنگ است باید محیا شویم
زنی آنچنان بر صف تیرها که از کشتگان ره ما شوی
یکی قبضه چون قبضه های دگر هماهنگ اصحاب احمد شدم
سپاهی مقدس تر از بدر بود که من در رکاب محمد (ص) شدم
شعر:مرحوم آغاسی
گزیده ای از خطبه حضرت زینب
اما بعد،ای اهل کوفه!ای نیرنگ بازان و فریب کارانو پیمان شکنان.
ای کسانی که از یاری و یاوری کنار می کشید و ای مکاران!
هان!اشک چشم شما هرگز باز نایستد و ناله شما فرو ننشیند!
مثل شما،مثل ان زنی است که رشته خود را پس از محکم بافتن،یکی یکی
از هم می گسست،تا سوگندهای خود را در میان خویش وسیله فریب و تقلب سازید.
آیا در میان شما چیزی جز لاف زدن و خود پسندی و دشمنی و دروغ و تملق گویی مانند
کنیزان و کینه دشمنان حکم فرماست؟!
و یا جز این است که حالت شما همانند گیاهی است که در جایگاه ریختن سر گین رویده
باشد،و یا مانند نقره ای که بر روی قبر کشیده باشند؟!
هان چه زشت است آنجه برای خود پیش فرستاده اید،و در اثر آن
خداوند بر شما خشم گرفت،و پیوسته در عذاب می مانید.
آیا بر برادرم گریه می کنید؟!
آری بگرید،که به خدا سوگند به گریستن سزاوارید.
از این پس بسیار بگرید و کم بخندید،
که به عار وننگ ان مصیبت وارده بر ابا عبدالله (ع) و خاندانش،
گرفتار امدید و رسوایی ان دامنگیر تان شد و تا ابد نخواهید توانست
دامن خود را از آن پاک کنید...
وای بر شما ! آیا میدانید چه جگری از حضرت محمد (ص) شکافتید،
و چه پیمانی را شکستید، و کدامین زنان بزرگوار او را در برابر
دیدگان مردم نمایاندید و کدام پرده حرمت او را دریدید و چه خونی از او ریختید؟
قطعا عمل زشتی مرتکب شدید،چیزی نمانده است که آسمانها
از این عمل شما بشکافد و زمین چاک بخورد و کوهها به شدت فرو ریزند.
چه مصیبت زشتی را مرتکب شدید،مصیبتی که زمین و آسمان از آن لبریز میگردد.
با این حال تعجب می کنید که چرا آسمان خون می بارد،و قطعا عذاب آخرت رسوا کننده تر است
و آنان یاری نخواهند شد.
گزیده ای از خطبه امام زین العابدین در شام
هر کس که مرا می شناسد که می شناسد ،هر کس نمی شناسد من با ذکر
حسب و نسب خود ،خود را معرفی می کنم:
من فرزند مکه و منایم،
من فرزند زمزم و صفایم،
من فرزند کسی هستم که حجر الاسود را با اطراف عبای خود برداشت،
من فرزند کسی هستم که بهتر از همه جامه حج را به تن کرد،
من فرزند بهترین طواف و سعی کنندگانم،
من فرزند بهترین حج به جا آورندگانم،
من فرزند کسی هستم که شبانه به سوی مسجد الاقصی برده شد،
من فرزند کسی هستم که نام او را به سدره المنتهی برده اند،
من فرزند کسی هستم که نزدیک حضرت حق گردید و نزدیکتر شد
تا اینکه فاصله اش به طول دو کمان یا نزدیکتر شد،
من فرزند کسی هستم که خداوند بزرگ آنچه را که باید به او وحی
نمود،
من فرزند حسین کشته شده در کربلایم،
من فرزند علی مرتضایم،
من فرزند محمد مصطفایم،
من فرزند خدیجه کبرایم،
من فرزند فاطمه زهرایم،
من فرزند سده المنتهیایم،
من فرزند درخت طوبایم،
من فرزند کسی هستم که به خون خود غلتید،
من فرزند کسی هستم که جنیان و پریان نیز در تاریکی بر او گریستند،
من فرزند کسی هستم که پرندگان در آسمان بر او نوحه سرایی کردند...
ای یزید!پدر مرا از روی ظلم و ستم کشتی و اموال او را به تاراج بردی و زنانش
را اسیر گرفتی...وای بر تو از روز قیامت ،
آنجا که خصم و شاکی جد و پدرم خواهند بود.
